از امروز همه ی ما می ریم مهمونی پیش بهترین دوستمون ،پیش عزیز ترین کسمون ،پیش کسی که حاضریم با ارزش ترین چیزهای زندگیمون رو به پاش بریزیم .
پیش همون خدایی که سفره ی مهربونیش و محبتش رو هیچ وقت ازمون دریغ نمی کنه ، حتی زمانی که ما به کوچکترین خواستش جواب رد میدیم و دل مهربونش رو از خودمون می رنجونیم اما اون همیشه همراهمونه .
همون خدایی که وقتی دلمون تنگ و غصه دار میشه ، زمانی که میخواهیم هر چی که تو دلمونه بریزیم بیرونتا خونه ی دلمون رو پاک پاک کنیم ،طوری که انگار داریم خونه ی دلمون رو آب و جا رو می کنیم با همه ی بد بودنمون اما اون با کمال همربونی به حرفامون گوش میده و ما رو تو بیابون بی کسی تنها نمی گذاره.
همیشه دست نوازشش رو بر سر بنده هاش میکشه فقط باید به دیده ی دل بهش نگاه کنیم تا همه چیز رو الهی ببینیم اون وقت که دیگه مست الطاف بی کرانش می شیم وبه خاطر همه ی چیز هایی که بهمون داده سجده ی شکر بجا بیاریم و بخاطر کوتاهی ها مون و اشتباهاتمون اون وقته که سر تعظیم وعفو فرود آریم .
امیدوارم بتونیم خودمون رو اون طوری که خودش می خواد بسازیم و سبدی از گلهای مهربونی و خوبی وگذشت و صبر وایمان راسخ رو ازش هدیه بگیریم.
انشاالله که سرسفره های پرمعنویت ونورانیتون سر افطار زمانی که داریدکامتون رو با نعمت های خدا باز می کنید من رو از دعا ی خیرتون دریغ نکنید چون محتاج دعای همه ی شما هستم .![]()
![]()
![]()




