تبليغاتX
شکوفه ی یاس


شکوفه ی یاس
ادبی×هنری×اجتماعی×مذهبی
عشق مادري !!!!
موضوع: دوشنبه 13 آذر1385 0:48 قبل از ظهر

 

يك روز پسر بچه اي به آشپز خانه رفت و هنگامي كه مادرش مشغول آماده كردن شام بود،ورقي را به دست او داد مادرش دست هايش رابا پيش بندش خشك كرد و شروع به خواندن نوشته اي كرد كه پسرش به او داده بود :

زدن چمن ها : 5 دلار

تميز كردن اتاقم در اين هفته : 1 دلار

خريد كردن:50 سنت

نگهداري از برادر كوچكم : 25 سنت

بيرون بردن زباله ها : 1 دلار

گرفتن نمرات بالا : 5 دلار

تميز كردن حياط و جمع كردن برگ ها : 2 دلار

جمع كل : 14 دلار و 75 سنت

 

مادر به پسر كه آن جا ايستاده بود واطمينان داشت مادر همه چيز را با اين نوشته به ياد آورده است نگاهي كرد و قلمي بر داشت و ورق را بر گرداند و پشت آن نوشت :

 

9 ماه بار داري : مجاني

تمام شب هايي كه بالاي سرت بيدار بودم و پرستاريت را مي كردم و برايت دعا مي خواندم : مجاني

سختي اي كه سالهابه من دادي واشكهايي كه برايت درطول اين سال ها ريخته ام : مجاني

تمام شب هايي كه با دلهره و نگراني براي آينده ي تو گذرانده ام : مجاني

غذا ،لباس ،اسباب بازي ها و حتي پاك كردن دماغت : مجاني

پسرم ،وقتي جمع كل راحساب كني،قيمت عشق من بدست مي آيد : مجاني

 

وقتي پسر نوشته ي مادرش را خواند اشك در چشم هايش جمع شد،به مادر نگاه كرد و گفت :خيلي دوستت دارم.

مادر قلم را برداشت و با خط درشت روي آن نوشت :

                   

                     تسويه حساب شد

                               

 

 

 

 

                    

 

 

 

 

 

 

1 نوشته شده توسط مریم سادات | لینک ثابت |

>