تبليغاتX
شکوفه ی یاس


شکوفه ی یاس
ادبی×هنری×اجتماعی×مذهبی
نگین هستی !!!!
موضوع: شنبه 20 آبان1385 1:17 قبل از ظهر

 

خدا یا مدتی دلم بد جوری گرفته ، خیلی وقته دلم برای حسینت تنگ شده ،برای حسین مظلومت ، حسین بی یارت ، حسین غریبت.

این دلک ما از دوری عباست به تنگ اومده ، همون عباست رو می گم که با وفاداری ، شجاعت ، رشادت  خودش در کربلا ، در گوشه گوشه قلب تک تک ما جای ویژه ای داره . 

دلم برای کسی تنگ شده  که وقتی یاد غربتش می افتم دیگه کسی غریب ترازاو تو ذهنم نقش نمی بنده ، وقتی یاد مظلومیت خودش و خواهرش زینب ما افتم دیگه تو این عالم مظلوم تراز زینب  ندیدم .

حسین ای کسی که مظلومیت تو دل هر انسانی رو به درد میاره ازیه، شیعه وسنی و مسیحی گرفته تا کسی که فقط زندگی تو رو می خونه .

حسین ای نگین هستی ، ای کسی که دم و بازدم تمام جنبندگان به عشق و به یاد تو هست .

حسین ای کسی که در درگاه خداوند عزت و عظمتی بس بزرگ و ملکوتی داری که هر کسی تو را به گلوی بریده ی علی اصغرت قسمت بده ، بی جواب ازدر خونت درش نمی کنی .

چه کرده ای با دلها که این چنین همه را مجذوب ومغلوب خود کرده ای ،که وقتی نام تو رو می شنوند مظلومیت تو دلها شون رو به درد می یاره وبه امید دیدار تو اشک شوق بر گونه هاشان جاری می شود

چه کرده ای که وقتی محرم می آید همگی دلمان مالامال از غم و اندوه می گردد.

چه کرده اید که وقتی آب زلال و گورایی را می بینم یاد لبهای خشک و ترک خورده ی عباست می افتم ، وقتی اشک کودکی را در فراق پدرش می بینم اشک ها ی رقیه ات ذهنم را آشفته می کند، وقتی گریه ی نوزادی را بر اثر تشنگی می بینم علی اصغرت چنگ به دلم می اندازد.

حسین ای کسی که اگر پرستش غیر خدا کفر نبود تو را معبود خود قرار می دادیم و تو را می پرستیدیم ، چه کرده ای با دلمان که وقتی عکس شش گوشه ات را می بینم شش گوشه ی دلم می لرزد.

چه کرده ای که بعضی شب ها فقط آرزوی دیدار یک باربین الحرمین خواب را از چشمانم می رباید.

چه کرده ای که بعضی وقتها آن قدر دلتنگ می شوم که اگر دیگران مرا دیوانه نمی پنداشتند دوست داشتم ساعت ها در فراغت اشک بریزم

حسین ای کعبه ی دلها ::

با یاد تو روز را آغاز می کنیم و تا شب که سر بر بالین نهیم هزاران هزار بار از خدا می خواهیم که این دوری و فراق یار را هر چه زودتر خاتمه دهد تا آرزوی یک بار شش گوشه دیدن وحسرت یک بار نشستن در بین الحرمین بر دل پر گناهمان ننشیند.

از همتون دوستای نازنینم التماس دعا دارم که هر چه زودتر اسم ناقابلم جزء یکی از زائرهای آقا باشه .

یادتون نره ها دعا کنید

 

1 نوشته شده توسط مریم سادات | لینک ثابت |

سلام بر تو !!!!
موضوع: شنبه 13 آبان1385 11:24 بعد از ظهر
                                تک ستاره ی آسمان عشق !!!!!

                                                       

                                                                                                                                                  

1 نوشته شده توسط مریم سادات | لینک ثابت |

دلم گرفته ای هم نفس !!!!
موضوع: یکشنبه 7 آبان1385 7:51 قبل از ظهر

 سلام!!!!!! 

اصلا دلم نمیخواست که این جا از ناراحتی و غصه حرفی بزنم اما خوب این جا بهترین جایی که آدم میتونه حرفای دلش رو بزنه، میتونه با دیگران دردودل کنه ، می تونه از ناراحتی هاش بگه ، میتونه از غصه هاش بگه

چند روزیه که این دلک ما خیلی گرفته ، چند روزیه که این دلک ما غصه دار شه ازکی ؟؟یا از چیش ؟؟؟روبی خیال شید!!! اما مهم این که الان به دوستام خیلی احتیاج دارم،به دوستایی که واقعا از صمیم قلب دوستشون دارم ،به دوستایی که واقعا همیشه به فکرشون بودم ، همیشه براشون دعا میکنم ، دوستایی که تا اون جا که از دستم بر اومده به هر طریقی بهشون کمک کردم، دوستایی که مدتهابرای حل کردن مشکلشون فکرم روحسابی مشغول کردن ، دوستایی که حتی بغضی وقتا به خاطر اون ها از خواب و خوراکم میزدم ، بعضی وقتا که بهشون یه قولی میدادم هرطوری که بودخودم رو می رسوندم تایه وقت ازم دلخورنشن، اگه بعضی وقتا خواب بودم یهو از خوب میپریدم که یه وقت نکنه که پیش اون ها من بد قول بشم

خلاصه دوستایی که واقعاقبولشون دارم وبرای تک تکشون ارزش زیادی قائلم

اما الان هیچ کدومشون پیشم نیستن همشون رفتن ، هر کدومشون به کاری مشغوله و سرگرم کارای خودشون شدن و یه  ذره نسبت بهم بی معرفتی کردن،و یه ذره ازشون گله مندم ،میدونید آخه من از اکثر اون ها الان بی خبرم وهیچ پیغامی یا اطلاعی از خودشون بهم نمی دن، نکنه ما روفراموش کرده باشند ، الان هم  که بهشون احتیاج دارم هیچ کدومشون نیستن و اون هایی که هم هستن که قوربونشون برم ::::::::

ولی میگم با همه ی این حرفا اشکالی نداره امیدوارم هر جا که هستید خوش باشید فقط از همتون میخوام که منو فراموش نکنید و لااقل یه جایه کوچیک تو قلبتون بهم اختصاص بدید

برام دعا کنیدکه این دلتنگیم هرچه زودتر برطرف بشه وحال وهوام روبه راه بشه

 

 

 

1 نوشته شده توسط مریم سادات | لینک ثابت |

عیدتون مبارک!!!!!
موضوع: چهارشنبه 3 آبان1385 1:20 قبل از ظهر
                     سلام به همگی !!!

 

 

 

صبح که از خواب بیدار می شوی، دیگر صدای دعای سحر را نمی شنوی ،دیگر صدای  مناجات دعای ماه رمضان شنیده نمی شود ،سر را که به سوی آسمان بلند می کنی می فهمی که انگار امروزحال و هوای دیگری دارد امروز گویا با این 30 روز قبل متفاوت است، نگاهت از پنجره ی اتاق به خیابان جلب می شود بچه ی کوچکی را با آن چادر نماز سفید می بینی که با دست لطیف و ظریفش گوشه ی چادر مادرش را گرفته و با آن قدم های کوچکش دوان دوان به دنبال مادرش می رود،یک دعای کوچک هم دردستش گرفته ، خوب که فکر می کنی همه چیز یادت می آید آری دعای قنوت نماز عید فطر است.

وقتی که به مسجد می رسی مردم رامی بینی که همه به هم تبریک عید رامی گویند، باهم روبوسی می کنند و شیرینی و شربت به هم تعارف می کنند.نماز شروع می شود ، صف های نماز یکی پس از دیگری پشت سر هم تشکیل می  شوند مردم شانه به شانه و به هم پیوسته می ایستند .

گویا می خواهند دسته جمعی و باهم از کسی که در این یک ماه از آن ها پذیرایی کرده و در این مدت بر سر سفره ی مهر و محبت او نشسته اند تشکر کنند.

آمده اند تابه او بگویند: از این که در این مدت به آنها سعادت و لیاقت بندگیش را داده، بی نهایت ممنونیم.

آمده اند تا بگویند: آن شب هایی که که تا سحر بیدار بودند و قرآنش را بر سر می گذاشتند و او را به حق 14 معصومش قسم می دادند توبه ی آنها را بپذیرد و دعا وحاجاتشان را اگر به صلاح و مصلحتشان است برآورده سازد.

آمده اند تا بگویند: که این یک ماه بندگیشان راهر چندناچیزو اندک بوده از آن ها قبول کندو توفیق عبادتش را در ماه های دیگر را ،به آنها عطا فرمایدو روح وجسمشان را با دعا و نیایش عجین نماید.

آمده اند تا بگویند :که خدایا لذت گناه را ،در کاممان تلخ تلخ تلخ بگردان ، تا شیرینی پرستشت در عمق وجودمان ریشه دواند.

خلاصه آمده اند تا بگویند: خدایا کمکمان کن که همواره حضور تو را در لحظه لحظه های زندگیمان از ته دل احساس کنیم و هیچ گاه از تو غافل نشویم و ایمان قلبی آوریم که تو همواره در کنار ما و یار ویاور مایی.

 

1 نوشته شده توسط مریم سادات | لینک ثابت |

>